گارسيا ماركز: آدمي فقط در يك صورت حق دارد به ديگري از بالا نگاه كند:و آن هنگاميست كه بخواهد دست ديگري كه بر زمين افتاده بگيرد تا اورا بلند كند.
آخر دنيا همين جاست... وقتي كه حسرت ساده دلي هايت را بخوري روزي كه نداني با دل خسته ات چه بكني روزي كه نداني با اشك هايت با گونه هاي ترشده ات با قلب هزار تكه شده ات چه كني آخردنياست... روزي كه هنوز اميد داشته باشي به آمدنش بااينكه بداني حتي درخاطرات دورش هم يادي ازتونيست روزي كه به خودت دروغ بگويي روزي كه سرقلبت راكلاه بگذاري به اميد آمدنش به اميدآمدنش به اميد اينكه اوهنوزبه يادش است ومي داند قلب كوچك وعاشقت بدون اوهرگزنمي زند جسمت مي ميرد وگونه هايت هميشه ترمي ماند...روزي كه اوباورنكند دوست داشتنت را روزي كه به دنبال فايده اي حاصل از دوست داشتنت بگرددآري آن روز آخردنياست.... اما خدايا اين انصاف نبوداين حق دل من اين حق اشكهاي من نبود مگرمن چه خطايي كرده بودم مگردل چه كسي را شكسته بودم چه نافرماني كرده بودم كه اين بود مجازاتش اين بودتاوانش اين بود جوابش ...جرم من چه بود جزدوست داشتني صادقانه و پاك اين آخردنياي من است توبرو به راهت ادامه بده ميدانم كه صداي خش خش برگهاي پائيزي را نميشنوي وصداي قلب من كه شكست بعدرفتنت چه صادقانه دوست داشت چه معصومانه فكركرد توتاهميشه عشقت رادردستان اوبه امانت مي گذاري حالا او شكسته است عشقت رابگيروبرو
[ + ] نوشته شده توسط parisa در جمعه 10 آبان1387 ساعت 10:41 بعد از ظهر { }
درباره
پیام مدیر با سلام به شما بازدید کنندگان محترم این سایت امیدوارم لحظات خوبی را سپری کرده باشید. پریسا مدیر سایت.E-mail:parisa_670@yahoo.com در جهت تبادل لینک شما ما را با نام /"به نام آنکه غم را در شکوه دیدار می شکند.." لینک کنید و بعد من را مطلع سازید تا شما را لینک کنم