تبليغاتX
به نام آنكه غم غربت را در شكوه ديدار ...
.اشك در چشم من طوفان غم دارد ولي خنده بر لب ميزنم تا كس نفهمد درد من.
به نام آنکه غم غربت را در شکوه دیدار می شکند...

درباره



پیام مدیر
با سلام به شما بازدید کنندگان محترم این سایت امیدوارم لحظات خوبی را سپری کرده باشید. پریسا مدیر سایت .E-mail:parisa_670@yahoo.com
در جهت تبادل لینک شما ما را با نام /"به نام آنکه غم را در شکوه دیدار می شکند.." لینک کنید و بعد من را مطلع سازید تا شما را لینک کنم

موضوعات

فلسفي
ديوار خط خطي...
دل شکستن هنر نيست
*¤*CHRISTMAS & HAPPY NEW YEAR!!!•2008*¤*
دوري عشق...
محرم86
شهادت امام نهم جوادالائمه
شهادت امام باقر
دلم شکست..
تولد منجي آسمان ها مبارک
عشق
ولادت امام محمد تقي (ع)
ولادت علي (ع) و روز مرد..
دلتنگي
مادر من فقط يك چشم داشت.My mom only had one eye
ولادت امام حسين ،حضرت عباس وحضرت زين العابدين
ولادت حضرت فاطمه (س) و روز زن..
چرا حلقه ازدواج بايد در انگشت دوم قرار گيرد؟
سپاس خداي عزوجل" بوف كور"
ولادت حضرت زينب و بزرگداشت ملاصدرا
شهادت بانوي عالمين حضرت فاطمه
از دل برود هر آنکه از...
شعر
ولادت حضرت امام موسي کاظم
اربعين حسيني
HAPPY BIRTH DAY
رحلت رسول اکرم ص..
شهادت امام حسن مجتبي ع
شهادت ثامن الائمه
HAPPY NEW YEAR
سخنان بزرگان در رابطه با عشق
سخن عشق
ولنتاين
داستان
کاش مي دانستي
عيد سعيد قربان
سلام دوستاي خوبم
بوته خاروگل سرخ
غدير خم
زندگي
قبول شدن طاها جون
ماه محرم
ولادت امام رضا
داستان
عاشق تنها
شهادت امام محمد تقي
شب يلدا
نوروز87,حاجی فیروز
مرد عاشق اما دروغگو
درخت پیر
قصد رفتن
فراموش کن کسي که هرگز بدست نمياد

طراح سايت


Powered By
BLOGFA.COM

رحلت رسول اکرم ص..


    رحلت رسول اکرم ص..

     صفر رحلت پيغام دار آخرين، خاتم نبوت را نگين، حضرت رسول واپسين، عينيت
      قرآن کريم، حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله بر مسلمانان جهان تسليت باد.


      سلام بر تو اي فرستاده خوبي ها، اي مهربانترين فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان
      به زمين فرا خوانده شدي تا انسان را با معناي واقعي اش آشنا کني. تو، آفتاب
      روشن حقيقت بودي در شام تيره زندگي. از مشرق دلها برآمدي و اکنون، آسمان تب
      دار غروب جانگداز توست.
      نامت بلند و دينت پر رهرو، اي جاري تر از حيات در پيکر آدمي!
      
   
      
      در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در
      غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن
      ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان كه
      قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه ‏پيامبر هم در نياز به خوراك
      و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند
      آنان خواهد مرد.  پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود:
      " فراق نزديك شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزديك است فراخوانده شوم و
      دعوت حق را اجابت  نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى ‏گذارم و مى ‏روم:
      كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به  من خبر داد كه اين دو هرگز از
      يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه
      با آن دو رفتار خواهيد نمود."
      در حجه ‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: "مناسك خود را از من ‏فرا گيريد،
      شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم و هرگز مرا ديگر در اين جايگاه نخواهيد
      ديد."
      روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين ‏و نگرانند.
      پيامبر در حالى كه به  فضل بن عباس و على بن ‏ابى‏طالب (ع) تكيه داده بود به
      سوى مسجد رهسپار گرديد و پس ازدرود و سپاس  پروردگار، فرمود: "به من خبر
      داده‏ اند شما از مرگ ‏پيامبر خود در هراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى
      بوده است كه‏ جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم
      ‏پيوست و شما نيز به  رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد."
      روزي ديگر پيامبر (ص) با کمک علي (ع) و جمعي از ياران خود به قبرستان بقيع
      رفت و براي مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علي (ع) کرد و فرمود: " کليد
      گنجهاي ابدي دنيا و زندگي ابدي در آن، در اختيار من گذارده شده و بين زندگي
      در دنيا و لقاي خداوند مخير شده ام، ولي من ملاقات با پروردگار و بهشت الهي
      را ترجيح داده ام."
      در چند روز آخر از زندگى رسول اكرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز
      صبح فرمود:
      "اى مردم! آتش فتنه‏ ها شعله ‏ور گرديده و فتنه‏ ها همچون پاره‏هاى امواج
      تاريك شب روى آورده است. من در روز رستاخيز پيشاپيش شما هستم و شما در حوض
      کوثر بر من در مي آئيد. آگاه باشيد که من  درباره ثقلين از شما مي پرسم، پس
      بنگريد چگونه پس از من درباره آن دو رفتار مي کنيد، زيرا که خداي لطيف و خبير
      مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمي شوند تا مرا ديدار کنند. آگاه باشيد
      که من آن دو را در ميان شما به جاي نهادم ( کتاب خدا و اهل بيتم ). بر ايشان
      پيشي نگيريد که از هم پاشيده و پراکنده خواهيد شد و درباره آنان کوتاهي نکنيد
      که به هلاکت مي رسيد."
      آنگاه پيامبر (ص) با زحمت به سوي خانه اش  به راه افتاد. مردم با چشماني اشک
      آلود آخرين فرستاده الهي را بدرقه مي کردند. در آخرين روزها پيامبر به علي
      (ع) وصيت نمود که او را غسل و کفن کند  و بر او نماز بگزارد. علي (ع) که جانش
      با جان پيامبر آميخته بود، پاسخ داد: " اي رسول خدا ، مي ترسم طاقت اين کار
      را نداشته باشم. "
      پيامبر (ص) علي (ع) را به خود نزديک کرد . آنگاه  انگشترش را به او داد تا در
      دستش کند. سپس شمشير، زره و ساير وسايل جنگي خود را خواست و همه آنها را به
      علي سپرد.
      فرداي آن روز بيماري پيامبر (ص) شدت يافت اما او در همين حال نيز اطرافيان
      خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش مي کرد. سپس به حاضران فرمود:
      " برادر و دوستم را بخواهيد به اينجا بيايد." ام سلمه، همسر پيامبر گفت: "
      علي را بگوييد بيايد. زيرا منظور پيامبر جز او کس ديگري نيست." هنگامي که علي
      (ع) آمد ، پيامبر به او اشاره کرد که نزديک شود. آنگاه علي (ع) را در آغوش
      گرفت و مدتي طولاني با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بيهوش شد. با مشاهده
      اين وضع، نواده هاي پيامبر (ص) حسن و حسين (ع) به شدت گريستند و خود را روي
      بدن رسول خدا افکندند. علي (ع)  خواست آن دو را از پيامبر (ص) جدا کند.
      پيامبر (ص) به هوش آمد و فرمود:
      "علي جان آن دو را واگذار تا ببويم و آنها نيز مرا ببويند، آن دو از من بهره
      گيرند و من از آنها بهره گيرم."
      سرانجام پيامبر (ص) هنگامي که سرش بر دامان علي (ع) بود، جان به جان آفرين
      تسليم کرد.
      


ادامه مطلب ...

[ + ] نوشته شده توسط parisa در یکشنبه 27 اسفند1385 ساعت 10:28 قبل از ظهر { }

منو اصلي

نويسندگان

آرشيو مطالب

پيوندها

۩۞۩ همسر - زناشویی ۩۞۩

اسم آهنگ زندگي

راز اشک


دوزخ نشین شده ام... (مریم)

یه فرصت برای ناامید شدن

اونی که قلبی رو شکسته رو سیاهه

بهترین وب سایت ایرانیان

دلم گرفته آسمون

تا تو رنج میبری معنی داری هنوز

تنهایی های بد

دیوانه عاشق (احسان)

تنهای تنها مینا

قطره بارون (سپیده)

فرشید و سپیده

عشق و دیوونگی (فرشته)

انتظار خورشید (پریا)

کلبه ی تنهایی

آرامش سکوت

به نام آنکه سرود زندگی را زمزمه کرد

دلم گلخونه غمهای دنیاست

دادگاه عشق (مهشید)

كاش معشوقه ها كمي با معرفت تر بودند (روح الله)

شيطونک شاكي

يه دنيا غم (شاهين)

علم و زندگيdesigned for professionals

موزيک.ويدئو.برنامه.ترفند.هک و بوت....... (مسیح)

فقط خودم و فقط خودت ديگه هيچکس (مهران)

شيطونم؟؟؟ دلم ميخواد

از کيليپ خفن گرفته تا.. (سیاوش)

دنیای سبز میلاد

به نام آنکه عشق را در سينه ي آدمها نهاد (سوسوي غريب يک ستاره)

بازگشت چکاوک (سعيد )

سفير (آصف)

روشنفکري ( مصطفي )

جواني،بهار آرزوها ( مهدي)

آرياز (صادقي)

دلتنگي هاي من و تو (من و مهندس)

تنهايي هاي بد ( مهدي)

قلب يخي (طاها)

عکس و گرافيک (نیما)

خوشنام

نسیم تنهایی

خلوتگاه سبز (وحیدالله شمس)

(نفرین به عشق و عاشقی) حمید

اتاق تنهایی من

پرنده مهاجر (حميد)

سینا و بردیا

خـــداي عــشــق

عاشق تو

حسرت با تو بودن دلتنگییه

هرچه دل تنگت بخواهد (محمد)

دیار عشق ...سوادکوه ...

من مفعولی من یک زن است

فیلترشکن.دریافت برنامه
LINKBOX
HPROXY
:: طراح قالب ::